حرف پسندیده
گاهی یک درد،
نه با زمان کمرنگ میشود،
نه با فراموشی محو…
او میماند،
با همان تلخیِ خاموش،
در گوشهای از قلب که کسی نمیبیند.
گاهی بهطور ناگهانی،
یک نگاه، یک صدا،
یک بو…
و دوباره طعمش روی زبانت میآید؛
مثل نمک روی زخمی که
سالهاست کهنه شده اما هنوز درد دارد.
این درد قدیمی،
نه با کلمات گفته میشود،
نه با اشک تمیز میشود…
فقط هست،
بیصدا، اما همیشه قابل حس،
و طعمی دارد که هرگز از یاد نمیرود
مطلب : 114
+ نوشته شده در دوشنبه چهارم اسفند ۱۴۰۴ ساعت 3:43 توسط Rainman
|
من از نسلی هستم