شب مستی
انلاین شدن
۱۱
حرف پشت حرف
اه و ناله
شوق و خنده
تمام
خوابیدن در تخت با خیال عشق ورزیدن
مطلب : 125
انلاین شدن
۱۱
حرف پشت حرف
اه و ناله
شوق و خنده
تمام
خوابیدن در تخت با خیال عشق ورزیدن
انگار تو هر روز زیباتر می شود
و من هر روز عاشق تر
انگار تمام شعر ها و منظومه ها
عاشقانه برای تو سروده اند
مهربان واژها حقیرند و من نا توان
ناتوتن ازگفتن این که چقدر تورا دوست دارم
فقط نفس نفس کنان نیست
عرق کردن و لباس خیس شدن نیست
به اون که رسیدی بعدش چه میشه
من دارم اما اون نداره
فرق آب و آتیش
مثل سنگ و شیشه
تا الان اینجوری داغون نشده بودم
توی زندگیم از طبقه اول یک ساختمون افتاده بودم
اما انقدر درد بدن نداشتم
این چه ویروسی هست تمام نقض هایی که بدن با اونا نمیتونست مبازه کنه رو فعال کرد تا دهنم
گایی ده بشه
لعنت بهش و به اون ادم های احمقی که رعایت نکردن و این ویروس رو در ایران اوردن
لعنت بهشون
لعنت.....
احساس کپک زدن کردم
این دیگه چه ویروسی هست
لعنت بهش
همه جاهامو عفونت گرفته
ایکاش جیب رو ویروس پول میگرفت
Easy باش easy باش لعنتی ترکوندی منو
همه چیم fuck تو fuck شده
مماغم
سویم
شنواییم
فقط یک بوس جرقه ای برای انتقال هست
براش نامه نوشتم
که غیر اون توی دنیا
کسی رو دوس نداشتم
.Fuck you! I don't care any more
کاشکی بودی
از دوتا ویروس توی زندگی متنفر بودم
یک ویروس عشق
دو ویروس سرماخوردگی و انفولانزا
هردو نجس ترین حالت برای بدن ایجاد میکنن
بی حوسلگی
بدن درد
پوچی
اب ریزش از چشم و دماغ
و
و
کاشکی اینجا بودی بهت غر میزدم
با اعصابم بازی میکردی هول ت میدادم
اما رفتی و من دوباره موندم
انگار همه چیز رو بایدتنهایی بگذرونم
باشه
من میمونم تنها
با کلی غم ها
گاهی یک درد،
نه با زمان کمرنگ میشود،
نه با فراموشی محو…
او میماند،
با همان تلخیِ خاموش،
در گوشهای از قلب که کسی نمیبیند.
گاهی بهطور ناگهانی،
یک نگاه، یک صدا،
یک بو…
و دوباره طعمش روی زبانت میآید؛
مثل نمک روی زخمی که
سالهاست کهنه شده اما هنوز درد دارد.
این درد قدیمی،
نه با کلمات گفته میشود،
نه با اشک تمیز میشود…
فقط هست،
بیصدا، اما همیشه قابل حس،
و طعمی دارد که هرگز از یاد نمیرود
امشب خسته کننده بود اما جالبش که موقع خواب بوی عشق تواتاقم پیچیده
ای کاش تنهایی های گذشتم برام تکرار میشد
گذشته همش در بسته بودم و استرس و فشار
امروز ماشینمو فروختم
هم حالم بد و هم حالم خوبه
یاد شعر ارمین تو اف ام افتادم
چه جوری من چه جوری من....
وقت زیاده برای پریدن
اما حسش نیست
الان ادامه دادن بهتر
یک مرد تنها با امکاناتی کم
چقدر لذت بخش
صبح گوشی رو نگاه میکنم
فقط اس پول می بینم
انقد زیاده که پایا اولش میخوره
وزن پول رو ساتنا نمیکشه
امسال کم کندم
از این زمین خشک و بی علف
من راضی و اونم راضی
کون لق ناراضی
آرزو خودتو امادکن دارم اماده میشم بیام بکنمت
😀
بعد از ۶-۷ ماه هنوز شبیه ساده لوحها برای خودت داستان میسازی
بی هدف و غیرممکن
از این خیالپردازیها فقط درد و فشار برات میمونه.
تبریک میگم... تو یه احمقی.واقعا هم احمقی
هرچی فکرش رو میکنم سالهای ۸۹ تا ۹۲ خیلی فاخر بودم. اصلا باتمام مشکلاتی که داشتم واقعاً شکوفا بودم.
اما الان؟! شبیه یه کاندوم استفاده شدهام که یه گوشه افتاده!
دلم بهم میگه عیبی نداره
همیشه عکس شاه ها روی تخت سنگ قشنگ نقش زیبا میگیرن 😐🤣
ایکاش اینبار احساساتم اشتباه باشن و برخلاف واقعیتها،دروغ باشه
تصورم اینه . باید ذهن مو چک کنم.
ازهمون چند روز ی که استارتش رو خودش زد....
احتمالاً تنها کسی که باب میلش نیست.... منم!
صداقت و سادگی
یعنی تصورش کنی که در چشمش خودت خاصی
اما فقط در ذهنت و فقط برای خودت هنوز تصور میکنی
یه چیزی هست، یه چیز خاص.